سفارش تبلیغ
صبا
درباره وبلاگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک پوسترهای وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :15
کل بازدید :32828
تعداد کل یاد داشت ها : 6
آخرین بازدید : 97/9/23    ساعت : 8:24 ص
امکانات دیگر

 




 نوشته شده در  جمعه 93/12/1ساعت  9:41 عصر


      

به نام خدا

شهدای پادگان حمید
شهید حسن مهدی پور کلشتری

باران عکاس منیره توکلی
شهید دمر سعد زاده

شهدای پادگان حمید
شهید ناصر بخشایش کرم

شهدای پادگان حمید
شهید محمد مهدی محمد آبادی

شهدای پادگان حمید
شهید کامران اکبری

شهدای پادگان حمید
شهید هادی متقی

شهدای پادگان حمید
شهید نادر شجاعی
شهدای پادگان حمید
شهید موسی خسروانی
شهدای پادگان حمید
شهید عبدالسید رشیدی
شهدای پادگان حمید
شهید حسن سعادتمند
شهدای پادگان حمید
شهید حمیدرضا داوری مبارکه
شهدای پادگان حمید
شهید بهرام شهریاری
شهدای پادگان حمید
شهید حمیرضا ثنایی پور
شهدای پادگان حمید
شهید حمید صفایی
شهدای پادگان حمید
شهید سید محمد نبوی
شهدای پادگان حمید
شهید خلف علیزاده
شهدای پادگان حمید
شهید احمد میر سعیدی
شهدای پادگان حمید
شهید محمود خیرخواه
شهدای پادگان حمید
شهید رجبعلی خاکش
شهدای پادگان حمید
شهید محمد خیره
شهدای پادگان حمید
شهید رحیم قنبرزاده
شهدای پادگان حمید

شهید شمس الله سایقی ایده لو
شهدای پادگان حمید
شهید صابر زارعی
شهدای پادگان حمید
شهید بهمن اکبری دادغلو
شهدای پادگان حمید
شهید قربانعلی روکشی
شهدای پادگان حمید
شهید کریم پسندیده پور
شهدای پادگان حمید
شهید منصور بابایی
شهدای پادگان حمید
شهید محمد هادی قنبری
شهدای پادگان حمید
شهید سید رضا دهرگر
شهدای پادگان حمید
شهید مجتبی حسین آبادی
شهدای پادگان حمید
شهید عبدالغفار باهیئت
شهدای پادگان حمید
شهید محمد گودرزی
شهدای پادگان حمید
شهید اردشیر کرمی کاکاوندی
شهدای پادگان حمید
شهید مجد تقوی


اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 




برچسب ها : شهدای پادگان حمید  , شهدای گردان سوار زرهی  , شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران  ,


 نوشته شده در  یکشنبه 93/2/7ساعت  8:35 عصر


      

 

به نام خدا
سلام بر
پادگان حمید
 (اقتباس شده از بامن سخن بگو دوکوهه)

 اگر بپرسی پادگان حمید کجاست ، چه جوابی بدهیم ؟ بگوییم پادگانی است در نزدیکی اهوازکه ارتشی های دلاور را در خود جای می داد و بعد  سکوت کنیم ؟ پس ای کاش نمی پرسیدی که پادگان حمید کجاست ، چرا که جواب گفتن به این سوال بدین سادگی ها ممکن نیست . کاش تو خود در  پادگان حمید زیسته بودی که دیگر نیازی به این سوال نبود .

      گفته اند شرف المکان بالمکین اعتبار مکان ها به انسان هایی است که در آنها زیسته اند و چه خوب گفته اند . حمید پادگانی است در نزدیکی اهواز که سال های سال با شهدا زیسته است ، با ارتشی ها، و همه سرّ مطلب همین جاست. اگر شهدا نبودند و ارتشی ها ، آنچه می ماند پادگانی بود درندشت ، با زمین هایی آسفالته ، خشک و کم دار و درخت ، ساختمان هایی ، کوتاه و بلند و تیرک هایی که بر آن پرچم نصب کرده اند. اما سال ها پادگان حمید با شهدا زیسته است و از آنها روح گرفته است ؛ روحی جاودانه.

      پادگان حمید مغموم است، اما اشتباه نکنید! او جنگ را دوست ندارد ، جمع با صفای ارتشی ها را دوست دارد ، جمع شهدا را ؛ آرزومند آن عرصه ای است که در آن کرامات باطنی انسان ها بروز می یابند.  

       یک بار دیگر، سلام بر پادگان حمید.

      قطارها دیگر در کنار پادگان حمید باآن همه شور وهیجان نمی ایستند. قطارها  پادگان حمید را فراموش کرده اند و حتی برای سلامی هم نمی ایستند . بی رحمانه می گذرند . اما شهدا انسی دارند با پادگان حمید که مپرس. باذره ذره خاکش، با زمینش، با دیوارهایش، با ساختمان هایش، با همه آنچه در چشم ما هیچ نمی آید . می گویی نه ؟ از ساختمانهای چندطبقه اش بپرس که از آنها جز تلی از خاک بر جای نمانده باز پرس  که هنوز شهدایی رازیر آوار خودجای داده. در حاشیه اطراف مخروبه ها هنوزپرچمهایی هست که به یاد شهدا برافراشته شده اند من چه بگویم؟ اینها سخنانی نیست که بتوان گفت. تو خودت باید دریابی . واگر نه، دیگر چه جای سخن؟  

      زمین صبحگاه نیز هنوز در جست وجوی رازداران خویش است . اگر زبان خاک را بدانی ، نوحه اش را در فراق آنها خواهی شنید، هرچند او همه لحظات آنچه را که دیده است و شنیده، به خاطر دارد؛ صدای آسمانی شهدا را گاهِ خواندن دعای صبحگاه اللهم اجعل صباحنا صباح الصالحین...- نهر های رحمات خاص حق جاری می شد و باغ هایی از اشجار بهشتی لا اله الا الله می رویید و زمین صبحگاه بقعه ای می شد از بقاع رضوان. آنان که در پادگان حمید زیسته اند طراوت این جنات را در جان خویش آزموده اند و هنوز از سکر آن چهار نهر آب و عسل و شیر و شراب سرمستند.      

      جا دارد که پادگان حمید مزار عشاق باشد، زیارتگاه عشاقی که ازقافله شهدا جا مانده اند.

      ای قدمگاه ارتشی های غیرتمند، ای قدمگاه عاشق ترین عاشقان ، تو خوب می دانی که چه سایه بلندی را از کف داده ای . بوسه های تو بر قدم هایی می نشسته است که استوارتر از عزم  آنان را  زمین به یاد ندارد . یادهایت را در خود تجدید کن تا آنجا که اگر هزارها سال از این روزها بگذرد، تو را با این نام بشناسد که قدمگاه ارتشیان بوده ای. شب را به یاد بیاور که انیس عشاق است؛ آن شب را ، بعد از عملیات بیت المقدس .

      ای پادگان حمید ، تو را با خدا چه عهدی بود که از کرامت برخوردار شدی  و خاک زمین تو سجده گاه یاران خمینی شد ؟ و حال چه می کنی ، در فراق پیشانی هایشان که سبب متصل ارض و سما بود؟ و آن نجواهای عاشقانه؟    

      پادگان حمید ، می دانم که چقدر دلتنگی. می دانم که دلت می خواهد باز هم خود را به حبل دعای شهدا بیاویزی و با نمازشان تا عرش اعلی بالا بروی. می دانم که چه می کشی پادگان حمید! عمر تو هزار ها سال است و شاید هم میلیون ها سال. اما از آن روز که انسان بر این خاک زیسته است، آیا جز اصحاب عاشورایی سید الشهدا کسی را می شناسی که بهتر از شهدای ما خدا را عبادت کرده باشد؟ تو چه کرده ای که سزاوار کرامتی این همه گشته ای که سجده گاه یاران خمینی باشی؟ چه پیوندی بوده است میان تو و کربلا؟ کدام رسول بر خاک تو زیسته است؟ تو کهف اعتکاف کدام عارف بوده ای؟ اشک کدام عزادار حسین بر تو چکیده است؟ چه کرده ای پادگان حمید ؟با من سخن بگو...

حسینیه ات نیز سکوت کرده است و دم بر نمی آورد. ما که می دانیم: زمان، بستر جاری عشق است تا انسان ها را در خود به خدا برساند و حقیقت تمام آنچه در زمان حدوث می یابد باقی است. پس، از حسینیه بخواه که مهر سکوت از لب برگیرد و با ما سخن بگوید.

      اینجا حرم راز است و پاسداران حریم آن، شهدایند؛ شهدایی که در آن نماز شب اقامه کرده اند و با خدا راز گفته اند؛ شهدایی که در حسینیه ، چشم مکاشفه بر جهان غیب گشوده اند؛ شهدایی که همسفران عرشی امام بوده اند و اکنون میزبان او هستند.

      عمق وجود من با این سکوت راز آمیز آشناست؛ سکوتی که در باطن ، هزارها فریاد دارد.

      حسینیه قلب پادگان بوده است. حیات ، پادگان حمید از اینجا آغاز می شد و به همین جا باز می گشت .

      وقتی انسان عزادار است، قلب بیش از همه در رنج است و اصلا  رنج بردن را همه وجود از قلب می آموزند. پادگان حمید قطعه ای از خاک کربلاست، اما در این میان، حسینیه را قدری دیگر است. کسی می گفت کاش حسینیه را زبانی بود تا با ما بگوید از آن سرّی که میان او و کربلاست . گفتم : حسینیه را زبان هست، کو محرم اسرار؟

      هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند، اگر چه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد. چه بگویم در جواب این که حسین کیست و کربلا کدام است؟  چه بگویم در جواب این که چرا داستان کربلا کهنه نمی شود؟ از باب استعاره نیست اگر عاشورا را قلب تاریخ گفته اند . زمان هر سال در محرم تجدید می شود و حیات انسان هر بار در سید الشهداء . نه این حیات دنیایی، که جانواران نیز از آن برخودارند؛ حیاتی که درخور انسان است، حیات طیبه، حیاتی آن سان که امام داشت، زیستنی آن سان که امام زیست .

      حسینیه نیز اکنون در جست وجوی گم کرده خویش است. او امام را ندید ، اما یاران امام را دید و از آنان بوی خمینی را شنید، از آنان که در حقیقت خمینی فانی شدند و از این طریق، بقایشان نیز به بقای او پیوند خورد. 

      پادگان حمید ، خاک و آب و در و دیوارهایش، همه وجودش با این حضور آن همه انس داشته است که اکنون ، در این روزهای تنهایی ، جایی مغموم تر از آن نمی یابی . پادگان حمید مغموم است و در انتظار قیامت . دلش برای شهدا تنگ شده است . همین جا بود، در همین میدان روبه روی ساختمان ستاد گردان سوارزرهی. از همین جا بود که خون حیات یک بار دیگردر رگ های زمین و زمان می دوید، همین جا بود که عاشورا تکرار می شد. اما این بار امام حسین غریب و تنها نبود؛ خمینی بود، یاران خمینی هم بودند. همین جا بود که عاشورا تکرار می شد، اما این بار امام حسین به شهادت نمی رسید؛ ارتشی ها بودند، فداییان امام، گردان گردان، لشکر لشکر. بهرام قاسمی و شهید نیاکی هم بودند. باقی شهدا را من نمی شناسم، تو بگو. هر جا که هستی، هر شهیدی که می بینی نام ببر و به فرزندانت بگو که چهره او را به خاطر بسپارند تا عَلم خمینی بر زمین نماند.

      عَلم خمینی بر زمین نمی ماند؛ مگر ما مرده ایم؟

      پادگان حمید ، خاک و آب و در و دیوارهایش با این حضور آن همه انس داشته است که اکنون، در این روزهای تنهایی، جایی مغموم تر از آن نمی یابی مغموم است و درانتظار قیامت. دلش برای شهدا تنگ شده است، برای ارتشی ها.

      این همه مغموم نباش پادگان حمید. امام رفت، اما راه او باقی است. دیر نیست آن روز که روح تو عالم را تسخیر کند و نام تو و خاک تو و پرچم هایت مظهر عدالت خواهی شوند.

      پادگان حمید ، آیا دوست داری که پادگان یاران امام مهدی نیز باشی؟ پس منتظر باش.

 

 

       یک بار دیگر ، سلام پادگان حمید .    

      پادگان حمید ، تویک پادگان نیستی ، توقطعه ای از خاک کربلایی ، چرا که یاران عاشورایی سیدالشهدا را به قافله او رسانده ای . پادگان حمید در باطن تو هنوز راز این روزهای سپری شده باقی است ، می دانم؛ اما دیگر خاک توقدمگاه این کربلاییان آخرالزمان نیست . بعضی ها ما را  سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا. آنها نمی دانند که برای ما کربلا بیش از آن که یک شهر باشد ، یک افق است ،یک منظر معنوی است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ؛ نه یک با ر و نه دو بار ، به تعداد شهدایمان . پادگان حمید توخوب می فهمی که من چه می گویم .تو که بوسه بر پای ارتشی ها زده ای ، تو که با زمزمه شبانه آنها آشنا بوده ای ، تو که نجواهای عاشقانه آنها را شنیده ای تو که معنای انسان را دریافته ای ، توخوب می دانی که ما چه می گوییم . آری تو دیگر در جست وجوی انسان نیستی ؛ تو یافتی آنچه را که یافت نمی شود .

      عالم محضر شهداست ، اما کو محرمی که این حضور را دریابد و در برابر این خلا  ظاهری خود را نبازد ؟ زمان می گذرد و مکان ها فرو می شکند ، اما حقایق باقی هستند . شهید نیاکی زنده است ، من و تو مرده ایم . شهدا صدق و استقامت خویش را در آن عهد ازلی که با خدا بسته بودند اثبات کردند . کاش ما در خیل منتظران شهادت باشیم. شعرشان اگر چه بس مغموم می نماید ، اما شعر مستی است  آنان را که می خواهند با نظر روانکاوانه در این سرمستان میکده عشق بنگرند هشدار باد که مبادا نشانی از یأس در آنان بجویند . یأس از جنود شیطان است واینان وارسته اند از آن جهانی که در سیطره شیاطین است . پادگان حمید خرابات است واینان خراباتیانند و گریه ، آبی است بر دل های سوخته شان . گریه اوج سرمستی است و اگر امروز روزگار فاش گفتن اسرار است ، بگذار اینان نیز فاش بگریند . امام کو که به تماشای رهروان خویش بنشیند ؟  

      آری ، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم . ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند . ما همه افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم . ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد. عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم و همه آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیده اند، ما به چشم دیده ایم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه مبارزه به فعلیت می رسند . ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم . آنچه را که عرفای دلسوخته حتی بر سردار نیافتند ، ما در شب های عملیات آزمودیم . ما فرشتگان را دیدیم که چه سان عروج و نزول دارند . ما عرش را دیدیم . ما زمزمه جویبارهای بهشت را شنیدیم . از مائده های بهشتی تناول کردیم و بر سرسفره حضرت ابراهیم نشستیم . ما در رکاب امام حسین ( ع ) جنگیدیم . ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم ... و پادگان حمید بر این همه شهادت خواهد داد .

      پادگان حمید آخرین بار در عملیات بیست پنج مرداد سال شصت وهفت بود که با آن یورش ناجوانمردانه ارتش حزب بعث که تا نزدیکی اهواز پیش آمدند شرکت داشت وبه پیمان خویش وفا کرد . یک با ر دیگر پادگان حمید همه چهره های آشنا را دید و همه عطرهای آشنا را شنید و با همه آنچه دوست می داشت وداع کرد .

      پادگان حمید ، با تو هستم : آیا می دانستی که این آخرین وداع است ؟

      منافقین می پنداشتند که آن عهد را که تو بر آن شاهد بوده ای فراموش کرده ایم ، اما تو می دانی که این چنین نبود . همه دانستند . پادگان حمید ، آیا بر قدم همه عزیزانت بوسه زدی ؟

      آیا سعی کردی که همه آن لحظات را به یاد بسپاری ؟ شهدا را به خاطر داری که چه می خواندند؟ برای امام می خواند ، برای آن که عاشقانه زیستن را به ما آموخت ، برای آن که به ما آموخت حقیقت عرفان را که مبارزه است ، برای آن کسی که ما همه تاریخ انبیا را در وجود او تجربه کردیم .

      خداحافظ پادگان حمید . ما می دانیم که تو از گواهان روز حشری و بر آنچه ما بوده ایم شهادت خواهی داد . تو ما را می شناخته ای و رازدار خلوت ما بوده ای ؛ روزها و شب ها ، در حسینه ، در اتاق ها ، در راهروها و در زمین صبحگاهت .

      این همه مغموم نباش پادگان حمید. امام رفت ، اما راه او باقی است . دیر نیست آن روز که روح تو عالم را تسخیر کند ونام تو و خاک تو و پرچم هایت مظهر عدالت خواهی شوند .

      پادگان حمید ، آیا دوست داری که پادگان یاران امام مهدی نیز باشی ؟ پس منتظر باش

سلام بر پادگان حمید

 




برچسب ها : سلام بر پادگان حمید  ,


 نوشته شده در  جمعه 93/2/5ساعت  3:32 صبح


      



بنام خدا

1-موقعیت جغرافیایی پادگان حمید :

 پادگان حمید در کیلو41 جاده اهواز- خرمشهر واقع در پلاک 18 منابع ملی بخش 9 سعدی دارای وسعتی ششصد هکتاری است، این پادگان در مجاورت نیم ایستگاه  حمید جاده خرمشهر اهواز و راه آهن وجاده آسفالته اهواز خرمشهر از کنار آن میگذرد ،

2- تاریخ و دلایل احداث و نام پادگان از ابتدا تا کنون :

با آغاز جنگ جهانی دوم و تاخت و تازهای نیروهای شوروی از شمال و انگلستان از جنوب ، اهواز به شدت دچار قحطی و کمبود آذوقه شد و در سال 1320 هجری شمسی با پیروزی ارتش انگلیس بر ارتش ایران، اهواز به تصرف انگلستان درآمد.

به جهت حفظ ایمنی و تدارکات قوای انگلیس و با توجه به وجود راه آهن از مسیر خرمشهر تا اهواز و بمنظور حفظ و نگهداری راه آهن از هجوم و خراب کاری ، منطقه فعلی پادگان حمید بعنوان اردوگاه یا قرارگاه قوای انگلیسی ایجاد شد ، چون این محل از یک طرف به شهر ناصریه ( اهواز )وازطرف دیگر بعنوان معبری بر سر راه شهر بصره ونشوه عراق و وجود گذرگاه راه آهن برای تخلیه تدارکات قوای انگلیسی وبعلت اینکه نزدیکیترین محل از راه آهن  به رودخانه کارون بودو همچنین بعلت تسلط و نزدیکی که به مناطق مرزی کشور عراق داشت تبدیل به یک منطقه راهبردی شد و با توجه به اینکه محل این اردوگاه(پادگان حمید) در زمین روستای حمید   )مربوط به شیخ اسماعیل که دارای یک فرزند بنام حمید بود) به اردوگاه حمید و در نهایت به پادگان حمید شناخته شد.

3- کاربری و یگانهای مستقر در آن :

پادگان حمید در سال 1342 بنا به شرایط موجود منطقه و حفظ امنیت قوای تدارکاتی انگلیسی ها ساخته شد که در آن زمان زیر نظر ژاندارمری که از توابع لشکر 9 بوده هدایت می شد وظیفه آن حفظ مرزهای جنوبی از منطقه سوسنگرد تا حدود خرمشهر را به عهده داشت .

4- آخرین وضعیت و گسترش پادگان قبل از انقلاب :

پادگان حمید به دلیل اهمیت فوق العاده ای که داشت در دستور ساخت و توسعه قرار گرفت که قرارداد ساخت آن با پیمانکاران  منعقد شد که به علت عملیات ساخت و ساز و ایجاد بناهای نظامی و امنیتی تا سال 1359در دست احداث بود ولی تا آن زمان هیچ یگان نظامی که دائم در آن حضور داشته باشد مستقر نبود.

 

5- اولین حملات هوایی یا زمینی ارتش عراق و میزان خسارات وارد شده :

در همان روزهای ابتدایی حمله سراسری ارتش عراق بمنظور تخریب ایستگاه حمید حملات هوایی محدودی متوجه پادگان گردید ولی در نهایت در تاریخ 10/8/59 پادگان حمید با یورش ناجوانمردانه ارتش حزب بعث ، 5 روز بعد از سقوط خرمشهر به اشغال نیروهای عراق درآمد و در تاریخ 18/2/61 طی مرحله دوم عملیات بیت المقدس هنگام عقب نشینی ارتش عراق از پادگان با استفاده از تی ان تی و مواد منفجره کلیه ساختمان های موجود در پادگان تخریب گردیدند.

6- حملات هوایی ارتش عراق در دوران دفاع مقدس:

بعداز اشغال پادگان حمید توسط ارتش حزب بعث عراق ، بعلت استقرار نیروهای ارتش عراق در این پادگان مهم ، توسط جنگنده های ایرانی حملات هوایی زیادی علیه نیروهای ارتش عراق مستقر در این پادگان بعمل آمد وازجمله خطرناکترین ماموریتها برای خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بعلت استقرارموشکهای سام محسوب میشد. 

7- تعداد دفعات بازسازی و گسترش پادگان در دوران جنگ و بعد از آن :

بعدازپایان یافتن جنگ و درخلال سالهای 79-80 تعدادی ساختمان از قبیل ستاد فرماندهی ، آسایشگاه ها ، حمام و.... در پادگان احداث گردیده است.

8- حوادث و خسارات مهم در طول 8 سال جنگ :

در تاریخ 18/2/61 توسط ارتش عراق بعد از 19 ماه که پادگان حمید در اشغال نیروهای عراقی بوده ساختمان های آن صد درصد تخریب گردیدند ودر تاریخ 1/5/1367 طی یورش ناجوانمردانه ارتش حزب بعث یکبار دیگر پادگان حمید آلوده به چکمه سربازان ارتش حزب بعث گردید که با مقاومت جانانه دلامردان ارتش بویژه رزمندگان لشکر92زرهی پادگان از لوث وجود بعثیان کافر پاک شد .
پادگان حمید

 

 




برچسب ها : تاریخچه پادگان حمید  , پادگان حمید قبل انقلاب  ,


 نوشته شده در  دوشنبه 93/2/1ساعت  10:44 عصر


      

هوالمحبوب
.

روز 29 فروردین بود که به درخواست دوست خوبم محسن ایمانی نسب وبلاگ پادگان حمید را در پارسی بلاگ به ثبت رساندیم و یک یا علی گفتیم تا پادگان حمید را همچون سالهای جنگ همچون آن سالهایی که در اشغال بعثی ها بود سرپا نگه داریم ... از استادم محسن ایمانی نسب پوزش می طلبم که اولین یادداشت وبلاگ را نوشتم ولی باید اینکار انجام می شد رخصت را هم از حضرت امیر گرفتیم باشد تا یار و مدد ما باشد در این عرصه بزرگ ... این وبلاگ صرفا به جنبه های فرهنگی پادگان حمید می پردازد و دیگر توانمندی های پادگان در تخصص اداره کنندگان وبلاگ نیست امید است حضرت حق و امام زمان عج خشنود باشند ..........................  علیرضا عباسی 29 فروردین 1393

پادگان حمید




برچسب ها : پادگان حمید  , راهیان نور در پادگان حمید  , پادگان حماسه ها  ,


 نوشته شده در  یکشنبه 93/1/31ساعت  4:33 عصر


      




دریافت کد :: دانلود